جمال رضايى

41

بيرجندنامه ( فارسى )

فصل سه پيشينهء تاريخى نوشتن تاريخ و حتّى تاريخچه « بيرجند » در حوصله و حدّ اين نوشتار نيست و با قصد نگارنده - كه نوشتن « شهرنامه » اى براى بيرجند آغاز سدهء چهاردهم خورشيدى است - نيز تناسب ندارد و كسانى كه بخواهند در اين خصوص اطّلاعاتى كسب كنند بايد به نوشته‌هاى تاريخ‌نويسان قديم و جديد مراجعه نمايند . در اينجا به اقتضاى مورد نگاهى گذرا به گذشته‌هاى دور و نزديك اين شهر مىافكنيم و خلاصه‌اى بسيار كوتاه و فشرده از پيشينهء تاريخى اين سرزمين - به‌عنوان يك « درآمد » و « مدخل » - براى ورود به اصل مطلب و نشان دادن قدمت تاريخى اين منطقه مىآوريم باشد كه خواننده‌اى را به‌كار آيد و بسنده بود . در اينكه ناحيهء « قهستان » كه « بيرجند » را مركز و قصبهء آن دانسته‌اند از ديرباز و روزگاران بسيار كهن شناخته و مطمح‌نظر بوده است نه تنها كمترين ترديدى نمىتوان داشت ، بلكه اسناد و مداركى كه در دست داريم و شواهد و قراين موجود نشان مىدهد كه اين سرزمين در همهء ادوار داستانى ، باستانى ، ميانه و نوين تاريخ ايران به عنوان يك سرزمين ايرانى و ايرانىنشين شناخته و مورد توجّه بوده است : 1 - در دورهء داستانى : در اين دوره از تاريخ ايران كه با اسطوره و افسانه آميخته شده « قهستان » جزيى از قلمرو فرمانروايى « فريدون » پنجمين پادشاه پيشدادى شمرده شده « 1 » و برخى آن را به « سام نريمان » نسبت داده‌اند . « آيتى » در « بهارستان » به نقل از « احياء الملوك » مىنويسد « . . . اسفزار و قهستان را سام بن نريمان ساخت و از بناهاى سام نريمان است » « 2 » . برخى از تودهء مردم بيرجند بر اين

--> ( 1 ) . احمديان . دكتر محمد على . « جغرافياى شهرستان بيرجند » . ص 64 . افشار سيستانى . ايرج « شناخت استان خراسان » . ص 171 . ( 2 ) . آيتى . « بهارستان » . چاپ دوم . ص 7 .